Dada…didi…dudu..dede…lalal mino
ترجمه:امشب به کوی دانشگاه حمله کنید
این آخرین پیامی بود که مرخیها در چند ماه گذشته به زمین مخابره کردند
طبق آخرین اخبار رسیده که از سوی مقامات ایرانی اعلام شد افرادی ناشناس به کوی دانشگاه حمله کردند.
از انجایی که این افراد ناشناس واحیانا خودسر تمامی سلاحهای سرد و گرم و احیانا موشک و بمب هسته ای نیز داشتند احتمال ان میرود که دست اجنبی اندر کار این حمله باشد.و از انجایی که تمام ملل جهان از خاور دور تا غرب و حتی اسکیموهای بیچاره از اتهامات بی نصیب
نبوده اند و بدلیل کمبود مختصات جغرافییایی در زمین انگشت اتهام را بسوی مریخیها دراز کرده و در چشمشان میکنیم و از این تریبون اعلام
میکنیم که در حوادث اخیر 29 کشته داشتیم که 20 نفر از انها بسیجی بوده اند و ای نیروهای خودسر بدانید که ملت ما تا پای جان ایستادگی میکنند
پا ورقی:به مریخی ها سلام گرممان را برسانید و این تحفه ی ناقابل را
به ایشان دهید بگویید از دور مبوسیمشان
+
نوشته شده در چهارشنبه 11 شهریور1388ساعت 1:28 توسط بهرنگ
|
آزاد بودن و آزاد زندگی کردن شاید همش یه حرفه.شاید یه وقتایی قبلا قبلنا چند تا ادم نئشه از بنگ سر یه کوچه با ذهن بیمارشون از دهنشون پریده.شاید هم یه مست لایعقل تو سیاهی کوچه ها وقتی به یه بن بست رسید از خودش ساخت.
آزادی واسه اون پرنده ای هستش که هر جا عشقش می کشه میره و رو هر شاخه ای که دلش می خواد جفتشو میبوسه.
آزاد بودن این روزا سختر از اسارته.آخه آزادی جرمش اسارته و واسه رهایی از اسارت آزادیت رو میگیرن.آزادی یعنی پر و بال و نوکت رو به سیمای برقی وصل میکنن و یه ترانزیستور هم میندازن تنگش.بعدش هم بهت میگن یه تصنیف دل ای دل ای تو دشتی واسشون بخون.
ببین داره آواز میخونه.اون هم چه آوازی.از نوع خلافه شرعش.
جووووووووووووووون.چه کیفی میکنن.از آوازت نئشه نئشه میشن ولی جفتت رو شاخه های انتظار بوی غم رو تو صدات با رگاش حس میکنه. و تو دلش ریشه های امید رو با چه زحمتی سبز نگه میداره.
کاش باز هم میشد رو هر شاخه ای که دلمون میخواست آواز دوست دارم خوند...
+
نوشته شده در جمعه 16 مرداد1388ساعت 1:35 توسط بهرنگ
|